استالین (بخش دوم)

اما به هنگام دیکتاتوری استالین تصفیه های حزبی آغاز گردید: استالین در 1935 دو نفر از همکاران سابق خود کامنف و زینوویف را محکوم به چند سال کار اجباری کرد و بعداً در یک محاکمه تشریفاتی و نمایشی مخصوص ارعاب مخالفین با 16 نفر دیگر محکوم بمرگ کرده و فوراً اعدام نمود.
از 139 نفر اعضای کمیته مرکزی حزب 98 نفر اعدام شدند.از کارمندان حزبی اقلاً 20000 نفر مشمول تصفیه شدند. برای اشخاصی که میخواستند آنها را محکوم کنند پرونده سازی می کردند. مثلاً کارمند زیردست آن شخص را با شکنجه مجبور می کردند علیه رئیس خود شهادت داده و شهادت نامه را امضا کند. استالین در عملیات تصفیه مخالفین در لنین گراد دهها هزار نفر را با خانواده های آنها به سیبری فرستاد. همچنین از شهرهای دیگر عده زیادی را محکوم به تبعید به سیبری نمود. میگویند عده این اشخاص به صدها هزار نفر میرسید.
در سال 1937 تصفیه در قشون سرخ شروع شد و از افسران جزء گرفته تا ژنرالها عده زیادی محکوم به حبس یا اعدام شدند. مثلاً مینویسند از 67 ژنرال که در ارتش وجود داشت 60 نفر آنها و از سایر افسران به همین نسبت مشمول تصفیه شدند. عده کلیه محکومین قشون به 35000 نفر می رسید.
یکسال بعد تصفیه در دستگاه سیاسی و پلیسی حزب شروع شد و در اینجا نیز 20000 نفر را محکوم کردند. برای رسیدن به حکومت فردی و دیکتاتوری استالین جمعاً دومیلیون روسی را کشت و هفت میلیون را تبعید کرد ولی از این تبعیدشدگان نیز به ندرتً یکی برگشت. اما خود استالین را میگویند بمرگ طبیعی نمرد.
راجع به اوضاع روسیه در آن زمان و تصفیه در دوره استالین یک نویسنده معروف روسی چند کتاب نوشته که به اغلب زبانها ترجمه شده است. وی که نامش آلکساندر سولژنیتسین است در جنگ بین المللی دوم از افسران ارتش سرخ و دارای درجه سرگردی بود و در همان موقع در پشت میدان جنگ در حالیکه صدای توپهای آلمانها شنیده میشد توقیف شد و یازده سال عمر خود را در زندان گذرانده و بعد از آزادی توانست از روسیه خارج شود. وی میگوید دهها سال توقیف مردم ادامه داشت و شاید 12 میلیون از مردم روسیه بازداشت شدند. تنها در لنین گراد بیشتر از یک چهارم جمعیت گرفتار شدند. اغلب این بازداشتها شبانه انجام میشد. تمام خانه را بر هم میریختند. گنجه ها را می شکستند. تمام اسباب خانه را زیر و رو میکرند. مریض را از رختخواب بیرون می کشیدند. بالش ها را می دریدند و لای پرها را جستجو میکردند و بعد از توقیف شخص مورد نظر بقیه افراد خانواد را تبعید مینمودند.

وی میگوید در اوائل انقلاب، لنین در مقاله ای از پیروان خود خواست « تمام حشرات موذی را در سرزمین روسیه نابود کنند ». حشرات موذی از نظر لنین در کنار منشویکها شامل کلیه احزاب انقلابی غیر بولشویک و نیز تمام صاحبان خانه های شخصی، تمام معلمین دبیرستانها، علما اشخاص تحصیلکرده، نویسندگان، مهندسین وروسای کلیساها و مردان و زنان تارک دنیا بود.در سال 1921 دستور صادر شد تمام اشخاصی را که موقعی عضو حزبی غیر از بولشویک بودند توقیف کنند مگر آنهائی که در این ضمن به بولشویکها ملحق شده بودند. ولی اینها هم اغلب در سالهای بعد مشمول تصفیه شدند. در همان حالی که کشیشها را توقیف میکردند به مردم دستور میدادند بچه ها را به عقاید وامور دینی آشنا نکنند و الا مورد تعقیب قرار خواهند گرفت. جزای این قبیل اشخاص اسماً ده سال زندان بود ولی معمولاً هرگز بخانه برنمیگشتند.همچنین کلیه کسانی که در دوره تزاری کارمند دولت بودند مشمول تصفیه شدند.
در سال 1929 دولت شوروی برای اصلاح وضع مالی خود احتیاج به طلا داشت و اعلام کرد مردم طلای خود را تحویل دهند. اشخاصی که مورد سوءظن واقع میشدند که طلاهای خود را مخفی کرده اند ـ مانند جواهرفروشان، ساعت سازان و دندان سازها ـ توقیف و شکنجه میشدند تا بالاخره طلاهای خود را تحویل دهند.
سولژنیتسین راجع به تصفیه ها میگوید غیر از تصفیه های سال 1937 در زمان حکومت استالین دو تصفیه بزرگ دیگر نیز بوقوع پیوست. یکی از آنها در سالهای 1929 و 1930 علیه زارعین عصیانگر بود که در بالا اشاره شد. وی میگوید در این تصفیه بیش از پانزده میلیون را تبعید کردند. دیگری در سالهای 1944 الی 1946 بود که طی آن میلیونها اسیر جنگی روسی که از آلمان مراجعت کردند اکنون که زندگی آزاد مردم را در آلمان دیده بودند برای حکومت دیکتاتوری استالین خطرناک بوده و میبایست نابود شوند. اما تصفیه های 1937 علیه اعضای حزب بولشویک، قشون سرخ و افراد دیگر از همکاران بولشویک ها بود که در بالا شرح داده شده است.