estalin-1

 

فجایع هیتلر و رفتار او چه به یهودیان و چه با مخالفین خود در تاریخ بیسابقه و بیمثال است ولی گوئی خونخواری و بیرحمی لازمه قدرت دیکتاتوری است. نمونه دیگر از این مردان زورگو و سلاخ در دوران ما استالین بود که بجای بهشت موعود کارگری یک حکومت پلیسی با منتهای شقاوت تحویل روسها و ملل تحت تسلط روسیه داد. استالین بقدری ظلم کرد که حتی بین همکاران کمونیست خود یکنفر طرفدار نداشت و بعد از مرگش تمام مجسمه های او را برداشتند و اسم استالینگراد و آبادی های دیگر را که بیادگار او گذاشته بودند برگرداندند. استالین برای مخالفین خود محاکمات ساختگی تشکیل میداد و آنها را در زندان بقدری زجر میداد که حاضر میشدند به جرمی که به آنها نسبت میدادند اعتراف کنند تا زودتر از دست دژخیمان خود خلاص شوند.

در روسیه تا سال 1864 نوعی بردگی وجود داشت و بسیاری از رعایا در حکم بنده ارباب ملک بودند. پدر و مادر استالین نیز تا موقع اجرای قانون لغو بردگی جزو این بردگان بودند. پدر استالین بعد از آزاد شدن به شهر کوچکی رفته مشغول کفاشی شد. این مرد بدخلق تمام درآمد خود را خرج شرابخواری میکرد و با پسرش بدرفتاری مینمود، بطوری که در او تولید کینه و عقده نمود. مادر استالین مجبور بود برای تهیه خرج روزانه خود و پسرش در خانه مردم کار بکند. استالین بعد از گذراندن 4 سال دوره ابتدائی وارد مدرسه مخصوص تربیت کشیش در تفلیس شد. رفتار سخت کشیش ها و کتابهائی که محرمانه بدست می آورد و میخواند عقیده او را به دین و به خدا سست کرده و او را بسوی مارکسیسم سوق داد. در نتیجه به قول بعضی نویسندگان مدرسه را ترک کرده و به قول بعضی دیگر اخراج شد. در هنگامی که هنوز در مدرسه کشیش ها مشغول تحصیل بود عضو یکی از تشکیلات مارکسیستی شد و در همین تشکیلات لنین سر دسته جناح تندرو بود.

 

 

 

برای اولین بار مارکسیستهای روسیه در سال 1901 روز اول ماه مه را روز کارگر اعلام کردند و در تفلیس 2000 کارگر شروع به راه پیمائی نمودند. پلیس و قزاقها با آنها مقابله کرده عده ای مجروح و عده بیشتری توقیف شدند ولی استالین که از کارگردانهای این راه پیمائی بود فرار کرد. در سال 1902 در باتوم کارگرها را تحریک به اعتصاب نمود. در این کشمکش ها عده ای از کارگرها بدست قشون کشته و یا زخمی شدند و عده دیگری توقیف گردیدند. استالین نیز گرفتار شد و بعد از یکسال و نیم بازداشت در محبس باتوم به سیبری تبعید شد ولی بعد از یکماه توانست فرار کرده به تفلیس برگردد.

نویسنده تاریخ زندگی استالین (10) میگوید: « در موقعیت انقلاب روسیه (1917) استالین سهم بزرگی داشت. چون به هنگام تهیه مقدمات این انقلاب کمیته مرکزی تصمیم گرفته بود در آتیه زمینها ملی شود استالین اعضای کمیته را متوجه کرد که برای موفقیت انقلاب همکاری زارعین لازم است زیرا آنها به امید تقسیم املاک ملاکین همکاری میکنند. در غیر اینصورت نباید انتظار کمک از آنها  را داشت. پیشنهاد استالین مورد قبول واقع شد البته پس از تشکیل حکومت کمونیستی زمینها را به زارعین ندادند.

موضوع دیگری که در کتاب فوق آمده است طریقه تهیه پول جهت مخارج جاری انقلاب و انقلابیون میباشد. این پولها بطریقی که در فیلمهای پلیسی امریکائی میبینیم با چاپیدن بانکها و ربودن وجوه در حین انتقال از محلی به محل دیگر و خلاصه راهزنی بدست میامد. مثلاً در تابستان 1907 مبلغ 340هزار روبل در موقع حمل به بانکی در مرکز تفلیس بوسیله تشکیلاتی که استالین داده بود پس از پرتاب شش بمب دستی ربوده شد. استالین از 1908 تا 1912 چهار مرتبه توقیف شد و هر دفعه بعد از چند ماه زندان و تبعید توانست از محل تبعید فرار کند. بعد از توقیف و تبعید چهارم به پترزبورگ رفت ولی باز بعد از شش ماه گرفتار شد و به سیبری تبعید گردید. این بار چهار سال در سیبری ماند.

  

 

در سال 1917 انقلاب دوم شروع شد. 200 هزار کاگر در پترزبورگ اعتصاب کردند. دولت شروع به توقیف اعتصابیون و تیرباران عده ای نمود ولی در این بین گارد دولتی دست به عصیان زد و سربازان به انقلابیون ملحق شدند. عده ای از نمایندگان ناراضی مجلس با رؤسای آزادیخواهان تشکیل یک دولت انقلابی دادند. در اول انقلاب بولشویک ها، منشویک ها، کشاورزان، کارگران و روشنفکران طبقات مختلف همگی در انقلاب با هم متحد بودند. ولی بعد از چند ماه لنین تصمیم به عملی کردن حکومت دیکتاتوری کارگری توسط بولشویک و کنار گذاردن دسته های دیگر گرفت. دسته های قشون سرخ در پترزبورگ که اینک تبدیل به پتروگراد شده بود دولت موقت را محاصره کرده و وزرا را توقیف نمودند ولی مخالفین بولشویک زیاد بودند و قشون آنها دسته دسته از شمال و جنوب شروع به حمله کرد.

علاوه بر این متفقین یعنی فرانسه،انگلیس و امریکا قشون علیه بولشویکها اعزام داشته و به مخالفین آنها کمک میکردند. سه سال حکومت لنین با مخالفین جنگید ولی در درجه اول مردم بیطرف تاوان این جنگها را میدادند و فشار هر دو طرف بر دوش این مردم بود. کارگرهای گرسنه انبارهای آذوقه را غارت میکردند و رعایای ناراضی خانه های ارباب را آتش میزدند. امراض مسری و قحطی نیز مزید بر علت میشد.

در این اوضاع استالین ترقی کرده و نزدیکترین شخص به لنین شده بود. با افتادن قدرت بدست بولشویک ها حکومت ترور و اختناق در روسیه شروع شد. طراح آن لنین و تروتسکی بودند و مدیر اجرای آن استالین بود. سیاست دولت کمونیستی راجع به زمینهای کشاورزی مبنی بر تشکیل مجتمعهای کشاورزی دولتی با مخالفت شدید زارعین که انتظار تقسیم اراضی را میکشیدند روبرو شد بطوریکه قشون مجبور شد با مسلسل و بمباران هوائی حمله کند.

زارعین عصیانگر شروع کردند به آتش زدن انبارهای غله. قشون هم آنها را محاصره کرده تمام غله و هر نوع خوراکی دیگر و کلیه چهارپایان را جمع آوری نمود و مردم آن نواحی را دچار قحطی کرد. صدها هزار نفر زارع را برای ساختمانهای راه، بندرها و راه آهن به بیگاری بردند. صدها هزار نفر دیگر در توفقگاه منتظر محاکمه بودند. تلفات ملل روسیه را در این دوره تا موقعیکه استالین حکومت دیکتاتوری خود را شروع کرد (1934) بین ده و بیست میلیون تخمین زده اند. تلفات چهارپایان نیز سنگین بود. بنا به گفته استالین زارعین در ظرف چهار سال ـ از 1929 تا 1933 ـ یازده میلیون از چهار پایان را کشتند که بدست مأمورین حکومت نیفتد.