اقلیتهای ارمنی و کرد

راجع به رفتار ملل مختلف نسبت به ملل یهود قسمتهائی در بالا آمد که فجیع ترین قسمت آنرا در شرح عملیات نازیها خواهیم آورد. ولی به دو ملت دیگر نیز در طول تاریخ فشارهای زیادی وارد آمده. یکی ارامنه و دیگر عشایر کرد. سرزمین ارمنی نشین بین دو مملکت تقسیم شده است: روسیه و ترکیه. همزیستی بین ارامنه و روسها اشکالی نداشته ولی در ترکیه علاوه بر اختلاف ملیت و زبان تفاوت عقاید بین مسلمانان و مسیحیان مانع هر گونه سازش بوده است. در سال 1894 بواسطه فشار طاقت فرسای مالیاتی عده ای از ارامنه طغیان کرده و مأمورین ترک را رانده بودند. در مقابل قشون ترک به دهات آنجا حمله کرده خانه ها را سوزانده و چند صد نفر را کشتند. ارامنه اسلامبول برای اعتراض شروع به راهپیمائی کرده و تقاضاهائی از دولت داشتند ولی پلیس برای متفرق کردن آنها با سرنیزه حمله کرده عده ای را کشته و بسیاری را توقیف کرد.
در اثر اعلامیه ای که دولت علیه ارامنه منتشر کرد حمله به محلات ارامنه و کشتار در شهرهای وان، تربوزان، دیاربکر و غیره شروع شد. در وان محله ارامنه را با خاک یکسان کردند. در یکی از شهرها کلیسائی را که میگویند 1200نفر زن و بچه در آن پناه برده بودند آتش زدند. در ظرف چهار ماه حدود 90هزار ارمنی کشته شده و صدها هزار نفر به ایران پناهنده شدند.
در جنگ بین المللی اول نیز که بگفته ترکها ارامنه کارشکنی میکردند دولت انور پاشا تصمیم به اقدامات سختی علیه این ملت گرفت. در اسلامبول 1600 نفر ازآنها شامل طبیب، حقوقدان، کشیش و غیره را جمع کرد و آنها را به نقاط مختلف تبعید نمود. مینویسند بعد از جنگ فقط هشت نفر از این عده زنده مانده بودند. در شهرهای آناتولی - عراق و کردستان تمام ارامنه را از شهرها و دهات جمع آوری کرده با اثاثیه خیلی مختصری به صحرای بین النحرین فرستادند. نویسنده این مطلب در سفری که در سال 1915 در سن 13 سالگی با پدرم همراه مهاجرین ایرانی از راه حلب به اسلامبول میرفتم زندگی این بدبخت ها را با زن و بچه در بیابانهای عربستان دیدم. میگویند در موقع کوچاندن بسیاری از این بیچاره ها را مردم کشتند و بچه ها را به بردگی بردند یا فروختند. کونسول آلمان در موصل گفته است از 614 نفر زن و بچه که از دیاربکر روی رودخانه به موصل فرستاده بودند حتی یکنفر به مقصد نرسید. در یک قسمت از سرزمین ارامنه در تابستان 1915 حدود 25000 ارمنی را کشتند و 900 زن را در رود دجله غرق کردند. در نتیجه این اقدامات دولت و مردم از 1840000 نفر ارمنی بعد از جنگ فقط حدود 200هزار نفر باقی مانده بودند.

اما عراقی ها با وجود توافق دینی هرگز نتوانستند با کردها سازش کنند. بواسطه تفاوت ملیت و زبان و توقع کردها به یک نوع استقلال داخلی همیشه بین کردها و حکومت عراق اختلاف وجود داشته. در کتاب آلمانی تاریخ ملت کرد (1) از قول یک روزنامه ترکی مینویسد عراقیها در سال 1965 در آزمایشگاه های بغداد 100هزار موش را به میکروب طاعون آلوده کرده در سرزمین کردها رها کردند. باز مینویسد در سال 1969 قشون عراق در تعقیب پیشمرگ های کرد وارد دهی نزدیک موصل شده موفق به پیدا کردن جنگجویان نشدند ولی اهالی آبادی را از زن و بچه که در غاری پنهان شده بودند پیدا کرده در مدخل غار علف و کاه جمع کرده روی آن نفت ریخته آتش زدند و 29 زن و 27 بچه و یک پیرمرد را سوزاندند.آیا چنین فجایعی در عصر تمدن باور کردنی است؟
در نزدیکی آبادی دیگری یک نفر افسر عراقی در نتیجه مین گذاری کشته شد. عراقیها 121 نفر سکنه آبادی را جمع کرده به مسلسل بستند و پانزده طفل را از شیرخوار تا هشت ساله در رودخانه غرق کردند یا در آتش افکندنده و سوزاندند.
باز مینویسد در سال 1974 در عملیات علیه کردها 15 شهر و 211 دهات کرد را بمباران کرده با خاک یکسان نمودند.در نتیجه این عملیات قشون عراق 70000 کرد به ایران پناهنده شدند.
1: Kurdistan, Hans hauser