(تصویر بزرگ)

چنانکه در بالا اشاره شد انقلاب فرانسه در اثر نارضایتی کارگرها از وضع حقوق،محل کار و گرانی زندگی شروع شد. حالا ببینیم وضع کارگران در سایر ممالک چگونه بود. یک مورخ اروپائی مینویسد: « در انگلستان در اوایل قرن نوزدهم از 15 میلیون جمعیت فقط 400000 نفر حق رای داشتند. مردم زیر سلطه نجبا و روسای کلیسا بودند. ملاکین با رعیت بدتر از گاو و گوسفند رفتار میکردند. »

در قرن نوزدهم قدرت به دست صاحبان صنایع افتاد. وضع کارگرها اسف انگیز بود. در کارخانه بدون رعایت شرائط صحیح و انسانی از کارگران روزی 14 و حتی تا 16 ساعت کار می کشیدند. در موقع عدم رضایت از کارشان آنها را کتک میزدند. بچه های ده دوازده ساله را بکار می گماردند. کارگری در یادداشتهای خود مینویسد: « من 7ساله بودم که مشغول کار شدم. از ساعت 5 صبح تا 8 شب کار میکردم. در این مدت فقط نیم ساعت برای غذا خوردن وقت داشتیم. در آن کارخانه 50 بچه دیگر نیز کار میکردند که تقریباً هم سن من بودند. » در معادن ذغال سنگ زنها و بچه های نیمه لخت جعبه ذغال را از تونلهای تنگ چهار دست و پا پشت سر خود میکشیدند. این اوضاع منجر به عصیان کارگرها شد و به تمام اروپا سرایت کرد. در 1819 در منچستر کارگرها اجتماع کردند ولی این اجتماع را ژنرال ولینگتن فاتح معروف جنگ واترلو در برابر ناپلئون با تیراندازی بر هم زده عده ای را کشته و400 نفر را زخمی کرد. عصیان کارگری در مملکت پروس نیز شروع شده بود. در ایالت زیلزی در سال 1844 قشون اجتماع کارگران را با تیراندازی از هم پاشید. در برلن در سال 1848 طغیان کارگرها و محصلین را در هم کوبید.

خبر انقلاب های ممالک دیگر و تبلیغات مارکسیستی در روسیه اثر کرده از اول این قرن شورش های کارگران شروع شدند. در تابستان 1903 پنجاه نفر از رؤسای مارکسیست در لندن جمع شده و بعد از مذاکرات زیاد تصمیم به انتخاب یک هیئت مدیره گرفتند. در این انتخابات طرفداران لنین اکثریت را بردند و از این تاریخ به بلشویک معروف شدند که به روسی به معنی اکثریت است.دسته دوم را منشویک نامیدند به معنی اقلیت. از همین جا اختلاف و کشمکش بین بلشویک و منشویک شروع شد.

 

 

در سال 1905 در شهرسن پترزبورگ یا پتروگراد بعدی که بازهم پس از مدتی نامش به لنین گراد تغییر کرد [و اکنون دوباره همان سن پترزبورگ است] 140000 کارگر دست از کار کشیده عریضه ای برای تزار تهیه کرده و تقاضای محدود کردن ساعات کار به هشت ساعت و رسیدگی به وضع کارگرها را کرده بودند و در حدود دویست هزار نفر بدون قصد انقلاب و برای تقدیم عریضه خود در یک روز یکشنبه براه افتادند در حالی که سه نفر کشیش پیشاپیش جمعیت میرفتند. ولی مسئولین امنیت با دیدن این جمعیت ترسیده آرامش خود را از دست دادند و گارد سلطنتی شروع به تیراندازی کرد. در نتیجه بقولی 300 نفر و بقول دیگر در حدود هزار نفر کشته شدند. این روز مشهور شد به « یکشنبه خونین » و کارگرها را به سوی چپگرایان سوق داد. در شهرهای دیگر نیز که مردم اجتماع کرده بودند قشون با تیراندازی آنها را متفرق کرد.یکسال بعد زارعین دست به عصیان زدند ولی این غائله را نیز قشون با خشونت سرکوب کرد و دهات آنها را ویران نمود.

  

تصویر راسپوتین

انقلاب اول روسیه بنا بنوشته کتاب تاریخ زندگیاستالین (10) 50000 کشته و 200000 زخمی داد و80000 نفر بزندان رفتند.

 

  

تابلوی نقاشی اثر نقاش مشهور روسی ایلیا رپین در باره رویداد انقلاب 1905

(تصویر بزرگ)

در سالهای بعد از انقلاب اول روسیه نمایندگان مردم فعالیت میکردند تا دولت را وادار کنند در طرز حکومت و رفتار دیکتاتوری خود تغیراتی  داده حقوق و آزادیهائی برای مردم قائل شود تا به این ترتیب از انقلاب دیگری جلوگیری شود ولی دخالت و نفوذ کشیش معروف راسپوتین در دربار مانع نزدیکی مردم به تزار و تغی رویه حکومت او میشد. در این بین جنگ بین المللی اول شروع شد (1914) و دسته هائی که تا بحال با دولت مخالفت نموده و در امور کارشکنی میکردند برای دفاع مملکت حاضر به همکاری شدند و همان کارگرانی که تا بحال علیه دولت شعار میدادند در جلوی قصر سلطنتی اجتماع کرده و با دادن شعارهای ملی وفاداری خود را نسبت به تزار ابراز نمودند. لیکن با گذشت زمان وقتی مردم متوجه شدند در رویه دولت تغیری داده نمیشود روشنفکران که برای عاقبت جنگ و آتیه مملکت نگران بودند بفکر خلع تزار و حتی کشتن او افتادند و چند نفر از افسران قشون نیز در این امر شرکت داشتند ولی این نقشه ها عملی نشد. اما راسپوتین را که مانع اصلی نزدیکی تزار و مردم میدیدند در آخر سال 1916 کشتند.