طراحی از نقاش فرانسوی ژاک لویی دیوید که در آن

سوگند نمایندگان مجلس ملی دیده می شود

چند سال بعد در 1812 با قشون عظیمی که تعداد آن را 600 هزار تخمین زده اند به روسیه حمله کرده و با وجود اشکالات زیاد از کمیابی مواد غذائی و شیوع امراض در قشون فرانسه بالاخره خود را به مسکو رسانید. ولی روسها شهر را آتش زده و تبدیل به ویرانه ای کرده بودند و ناپلئون مجبور شد پس از یکماه از روسیه خارج شود. در مراجعت برف و یخبندان و حمله های روسها بقیه قشون او را نیز نابود کرد.

اکنون باز اطریش و پروس با روسیه متحد شده جنگ را علیه ناپلئون دوباره شروع کردند و بالاخره او را شکست داده بعد از تصرف پاریس او را وادار به استعفا و کناره گیری نموده از فرانسه اخراج کردند. ناپلئون محرمانه به فرانسه مراجعت و قشونی جمع آوری نمود ولی متحدین با کمک انگلستان باز او را شکست داده و در جزیره لتا محبوس نمودند. بجای ناپلئون یکی از بازماندگان خانواده سلطنتی سابق (بوریون) بنام لوئی هجدهم به پادشاهی فرانسه انتخاب شد. ولی با این حال صلح و صفا به سرزمین های اروپا باز نگشت. انقلاب فرانسه افکار مردم را تحریک کرده بود و پی در پی در ممالک مختلف انقلاب میشد. در لهستان مردم علیه حکومت روسها بپا خواستند. در بلژیک مردم قیام کرده و از هلند جدا شدند. در قسمت های مختلف در آلمان و اتریش عصیان مردم برای حکومت ها تولید دردسر میکرد. در فرانسه مردم ناراضی در 1830 پادشاه را خلع کرده دیگری را بجای او انتخاب کردند ولی دوران سلطنت این پادشاه هم طولانی نبود و در قیام دیگر او را خلع کرده به ریاست جمهوری انتخاب شد ولی از قدرت خود استفاده کرده در 1851 روسای مخالفین را توقیف کرد و بنام ناپلئون سوم خود را قیصر فرانسه اعلام نمود.

اما باز طولی نکشید که عصیان مردم ناراضی از پاریس شروع شد.در این قیام (1871) مردم کارگر تقاضای دستمزد کافی، رسیدگی به وضع کار و تنزل قیمت ها را داشتند. ولی به واسطه عصبانیت عمومی اوضاع دگرگون شد. مردم به قشون دولتی حمله کرده و نفر ژنرال را اسیر نموده تیر باران کردند. در مقابل دولت دست به اقدامات شدید زد. قشون دولتی از ورسای حرکت کرده وارد پاریس شد و شروع به کشتن انقلابیون نمود و حتی به زن و بچه رحم نمیکرد.

برای قصاص اعدام دو ژنرال 43 مرد و 3 زن و4 بچه را در جلوی دیواری که ژنرال ها آنجا اعدام شده بودند تیر باران کردند. ولی به این هم اکتفا نکرده کشتار را در روزهای بعد ادامه دادند. هر کس را در لباس گارد ملی میگرفتند بدون محاکمه اعدام میکردند. یک نفر انگلیسی مینویسد: « امروز5000 نفر را اعدام کردند. برای دفن آنها گودالی حفر کردند . . . . » شخص دیگری مینویسد: « عده ای را برای اعدام میبردند که متجاوز از 400 نفر بودند و 60 نفر آنها زن بودند . . . بعضی زنها و بچه ها که شوهر یا پدرشان را اعدام میکردند فریاد میزدند ما را هم بکشید و واقعاً آنها را هم میکشتند. » روزنامه تایمز چاپ لندن مینویسد: « قشون ورسای در 6 روز گذشته قصاوتی در کشتار مردم از زن و مرد و بچه به خرج داده که در تاریخ سابقه ندارد. آنها را تیر باران می کردند، با شمشیر می کشتند، شکمشان را پاره میکردند ».        

عده کشتار این چند روزه را در حدود 25000نفر تخمین زده اند- بیست و پنج هزار نفر خونبهای دو ژنرال. ولی قائله هنوز خاتمه نیافته بود چون 38000 نفر را نیز توقیف نموده بودند که مینویسند 650 نفر از آنها کمتر از 17 سال سن داشتند. اینها را در عرض چار سال به تدریج محاکه کردند. 23نفر آنها اعدام بقیه محکوم به زندان یا تبعید شدند و 25000 نفر آن ها نیز تبرئه شدند.