انقلاب فرانسه و تأثیر آن در ممالک دیگر (بخش دوم)
روبسپیر پیشنهاد کرد حکم اعدام شاه را صادر کنند تا صلح و آرامش به سرزمین فرانسه برگردد. بالاخره پیشنهاد او عملی شد و پادشاه فرانسه را بجرم خیانت و ارتباط با دشمن محاکمه کرده و مثل سایر محکومین در زیر تیغه گیوتین گردن زدند. چند ماه بعد ملکه را نیز محکوم کرده و اعدام نمودند.
از این پس اختلاف بین دسته های مختلف انقلابیون و کشمکش بر سر قدرت شروع شد و بالاخره یک دسته بنام ژاکوبین دسته دیگر را موسوم به ژیروندیست از بین بردند. در ضمن خونخوار معروف مارا بدست دختری از دسته مخالف در خانه خودش با یک ضربه کارد کشته شد. مردم حامی انقلاب اکنون به خونخواری و دیدن سرهای بریده عادت کرده بودند. روزی نبود که سه یا چهار نفر را بزیر تیغه گیوتین نفرستند. چه بسا اشخاصی که فقط احتمال میرفت از طرفداران طبقات ممتاز سابق باشند یا مردم بیطرفی که از همکاری با انقلابیون خودداری میکردند. کلیه زندان ها پر از افراد مشکوک بود. علاوه بر مخالفین بسیاری از افراد انقلابی نیز محکوم به اعدام میشدند: آنهائیکه در مأموریتی موفق نمیشدند و ژنرالها و سرکرده هائی که در جنگ با دول مخالف شکست میخوردند و بعضی از اینها در محبس خودکشی کردند. اینک قشونی مرکب از شش هزار جنگجو و هزار توپ مأمورتصفیه شهرستانها و تکمیل کار کمیته های محلی گردید.
در شهرستانها عده محکومین بقدری زیاد بود که گردن زدن با گیوتین کفایت نمیکرد، لذا در این مواقع محکومین را ردیف کرده و تیرباران میکردند. گاهی چهل پنجاه نفر را بهم بسته با گلوله توپ به آنها شلیک میکردند. در نقاط دیگر آنها را دسته جمعی سوار قایقی کرده و قایق را غرق میکردند. حتی به بچه ها و اطفال شیرخوار رحم نمیشد. در اولین قایقی که غرق شد 90 نفر کشیش را سوار کرده بودند. در کنار رودخانه لوار هزارها کلاغ و مرغهای گوشتخوار دیگر دور لاشه های عریان جمع بودند. اینهمه جنایت و زورگوئی بنام « آزادی »!
ازقدیم گفته اند « دو پادشاه در اقلیمی نگنجند ». قدرت در این موقع در دست دو نفر بود: دانتون و روبسپیر. اکنون یکی از آن دو می باست از میان برود. سرنوشت قرعه را بنام اولی کشیده بود. روبسپیر برای او و چند نفر از پیروانش پرونده سازی کرده و موفق شد آنها را محکوم بمرگ نماید. از این پس قدرت در دست یکنفر بود.
روبسپیر سلاخی و فعالیت گیوتین را به اوج رساند. در این دوره چند نفر اشخاص سرشناس که باقی مانده بودند از قبیل خواهر شاه، شیمی دان معروف لاوازیه، یکنفر شاعر، یکنفر نویسنده و اشخاص برجسته دیگر زیر تیغ رفتند. روزی نبود که 40 الی60 محکوم اعدام نشوند. عده سگهای خیابانی که از خون محکومین تغذیه میکردند بقدری زیاد شده بود که مجبور به سگ کشی شدند. برای تسریع محاکمه اشخاص روبسپیر دستور داد از بازرسی و دفاع اشخاص در محاکم صرف نظر کنند، چون نظر هیئت منصفه برای محکوم کردن مجرمین کافی میباشد. وضع بجائی رسیده بود که حتی اکثر مردم انقلابی از خون ریزی های بیحساب خسته شده بودند. نمایندگان و روسای ملت انقلابی که بفردای خود امیدی نداشتند متحد شده روبسپیر و چند نفر همدستان موثر او را توقیف کرده و اعدام نمودند. تلفات انقلاب فرانسه را نیم میلیون تخمین زده اند.
وارث انقلاب فرانسه ناپلئون شد. ناپلئون از خانواده محترم فقیری بود اهل یکی از شهرهای جزیره کورس که در آن موقع از مستملکات فرانسه بود. پدر او حقوقدان و مرد آرامی بود ولی مادرش فعال و جاه طلب و این اخلاق به پسرش به ارث رسیده بود. ناپلئون در جنگ های داخلی فرانسه به واسطه شجاعت و کاردانی ترقی کرد تا اینکه دولت انقلابی او را بسرکردگی قشونی علیه اتریش و متحدین به ایتالیا فرستاد.
در ایتالیا قشون اتریش را شکست داد و در شمال ایتالیا جمهوری های مستقل تحت حمایت فرانسه بوجود آورد. برای قدردانی در موقع مراجعت به پاریس از او پذیرائی رسمی بعمل آمد. ولی وجود چنین مرد مقتدری برای روسای حکومت که ضمناً با هم اختلاف داشتند خوشایند نبود و چون ناپلئون هم میدان جنگ را بردسیسه بازی با سیاستمداران ترجیح میداد با مأموریت دیگری به خارج موافقت کرد.
دشمن دیگر فرانسه انگلستان بود ولی امکان حمله موفقانه ای به آن سرزمین وجود نداشت، لذا دولت انقلابی تصمیم گرفت با تسخیر مصر راه هندوستان را به انگلستان ببندد.
ناپلئون با 50 کشتی جنگی 250کشتی باری و 40000 سرباز به طرف مصر حرکت کرد. بعد از شکست دادن جنگجویان عرب اطلاع پیدا کرد که قشونی از ترکها از راه سوریه بطرف مصر در حرکت است، چون سرزمین مصر در آن تاریخ جزو ترکیه بود. در این بین دریا سالار انگلیسی نلسون حمله کرده و تمام کشتی های فرانسه را نابود کرده بود. لذا ناپلئون مجبور شد از راه زمینی به استقبال قشون ترک برود و آنها را در نزدیکی یافا شکست داد. دراین جنگ سه هزار نفر را اسیر گرفت ولی چون نگاهداری آنها با کمی آب و غذا مشکل بود همگی را کشت. بواسطه این جنگها و بروز طاعون قشون فرانسه نیز ضعیف شده و به 6000 نفر سرباز و دوهزار مریض رسیده بود. ناپلئون با این عده به مصر مراجعت نمود.

اخباری که در این جا از اوضاع فرانسه به او رسید ناراحت کننده بود. اتریشی ها و روسها در ایتالیا قشون فرانسه را شکست داده و جمهوری هائی را که فرانسه در آنجا تشکیل داده بود از بین برده بودند. با شنیدن این اخبار ناپلئون تصمیم گرفت به فرانسه برگردد و محرمانه با یک عده از افسران خود با کشتی به فرنسه مراجعت کرد. بواسطه اختلافاتی که بین دسته های مختلف انقلابیون وجود داشت بالاخره تصمیم گرفتند برای اعاده نظم سه نفر را در رأس حکومت قرار داده اختیارات را به این سه نفر تفویض کنند.
شخص اول بین آنها ناپلئون بود و در واقع تمام قدرت بدست او افتاد. ناپلئون از این موقعیت استفاده نموده به جمهوری فرانسه پایان داد و تاج فرانسه را بعنوان قیصر فرانسه بر سر نهاد. مردمی که از کشتارها و ناامنی های انقلاب خسته شده بودند بسرعت به او گرویدند ولی ناپلئون بجای اینکه تمام قدرت خود را صرف ترمیم خرابی های ناشی از انقلاب کند بفکر کشورگشائی افتاد و مملکتی را که در انقلاب آن همه تلفات داده بود وادار به جنگ های فرساینده ای کرد که باعث خرابی شهرها و سرزمین های بسیار، کشته شدن تعداد زیادی سربازان فرانسوی و جنگجویان ملل دیگر، از بین رفتن انبوهی از مردم بیگناه این شهرها و رزمینها گردید. برای مقابله با ناپلئون اتریش انگلستان و پروس مجدداً متحد شده و در مقابل فرانسه صف آرائی کردند ولی ناپلئون اتریش را در جنگ سختی شکست داد و مجبور بصلح کرد.

