کشتار سرخپوستها (1)
بخش اول

تصویر کریستف کلمب
بزرگترین جنایات را ملل اروپا در حمله و تجاوز به اقوام دیگر و سرزمینهای آنها در آمریکا، افریقا و آسیاه مرتکب شدند. کشتیهائی که اسپانیائی ها، پرتقالی ها و سپس ملل دیگر اروپا تجهیز کرده و به دریاها میفرستادند بقول نویسنده ای که کتاب مفصلی بنام « دزدهی دریائی » نوشته (1) جز تجاوز به اقوام دیگر- غارت شهرها و آبادیهای آنها و غصب سرزمینهای آنها چیز دیگر نبوده و کریستف کلمب و کاشفین نظیر او با همین روحیه با کشتیهای خود براه افتادند. بدتر از همه اینکه این جنایتها بنام مسیحیت و با جلب نظر پاپ انجام میگرفت- ظاهراً برای توسعه دین مسیح. همراهان کریستف کلمب در اولین برخورد با سرخپوستها متوجه فراوانی طلا در این سرزمین شدند. سرخپوستها اهمیتی به طلا نمیدادند و آن را با مرواریدهای بدلی معاوضه میکردند. اسپانیائی ها برای جمع آوری طلای بیشتر نوعی مالیات وضع کردند. هر سرخپوستی میبایست سه ماه به سه ماه مقدار معینی طلا تحویل بدهد در غیر اینصورت خودش را ببردگی میبردند.

نمونه ساخته شده از روی کشتی کریستف کلمب
در ضمن اسپانیائی ها خود شروع به استخراج معادن طلا نمودند. مینویسند از سال 1500 تا سال 1800 میلادی 90000 تن طلا از آمریکا بردند. استفاده آنها فقط از طلای این سرزمینها نبود بلکه مرتب عده ای از سرخپوستها را برای فروش به اروپا میفرستادند. خود کریستوف کلومب بقولی 500 و بقولی دیگر 800 سرخپوست به بردگی به اسپانیا فرستاد. بالاخره در سال 1500 پادشاه اسپانیا فروش سرخپوستها را ممنوع گردانید.
از این تاریخ بیدادگران اسپانیائی به بهانه وادار کردن سرخپوستها به قبول دین مسیح به آنها فشار می آوردند و هر که را برای غسل تعمید حاضر نمیشد میکشتند بطوریکه از 300 هزار نفر جمعیت جزیره هائیتی بعد از 12 سال فقط 60 هزار نفر باقی مانده بود.
یک کشیش اسپانیائی راجع به این وقایع مینویسد: « در کشتار سرخپوستها به پیرها و بچه ها هم رحم نمیکردند. بچه ها را از پا گرفته و مغز آنها را بسنگ میکوبیدند. بعضی را در آب می انداختند و دست و پا زدن آنها را تماشا میکردند. بعضی مردم را بدار میبستند و زیر پای آنها آتش روشن میکردند. دور بدن بعضی دیگر کاه و علف بسته آتش میزدند. بعضی را روی پنجره آهنین بسته زیر آنرا آتش روشن میکردند. وقتی اینها فریاد میکشیدند کهنه ای در دهان آنها فرو میبردند که صدایشان در نیاید و بتدریج از حرارت آتش جان دهند. رئیس یکی از اقوام سرخپوست را با آنکه مکرر به مسیحیان کمک کرده و جان آشخاص را نجات داده بود با 300 نفر از همراهانش دعوت کرده عده ای از آنها را به بهانه ای داخل ساختمانی از پوشال برده ساختمان را آتش زدند و بقیه را با شمشیر و نیزه کشتند.

تصویری از تندیس کریستف کلمب در کنار ایزابل ملکه اسپانیا
باز میگوید: « در مدت سه الی چهار ماهی که من در آن جزیره بودم هفت هزار بچه از گرسنگی مردند چون پدر و مادرها را به کار اجباری به معادن فرستاده بودند . . . یکی از سرکرده های اسپانیائی که با همراهان خود در پی غارت بود به کوهی رسید که عده ای از سرخپوستها در آنجا پناه برده بودند. فوراً حمله کرده آنچه توانستند کشتند و 70 الی 80 نفر زن و دختر را اسیر کردند. عده ای از مردان سرخپوست که موفق به فرار شده بودند از اطراف کمک گرفته برای نجات زنها و دخترها حمله کردند ولی اسپانیائی ها ترجیح دادند تمام اسیران خود را قبل از آنکه بدست مردان سرخپوست نجات یابند بکشند. برای باربری های سنگین سرخپوستها را دسته دسته بهم زنجیر میکردند و آنها را که در راه از خستگی و گرسنگی بیحال میشدند در همان حال گردن میزدند. از این باربرها کسی به ندرت جان بسلامت در میبرد.
1: Piraten. Heinz Neukirchen. Bertelsmann – Lexikon Verlag, 1976.