در قرون وسطی در اروپا رژیم فئودالیسم  یا ارباب رعیتی حکمفرما بود. زارعین تحت فشار ارباب بسختی زندگی میکردند. علاوه بر این که قسمت عمده دسترنج آنها به جیب ارباب  میرفت برای کارهای شخصی او هم به بیگاری کشیده میشدند. رعیت در مقابل ارباب درحکم برده بود و هیچگونه حقوقی نداشت. ارباب می توانست در صورت عدم رضایت از کارش او را سخت تنبیه کند. میتوانست او را به ارباب دیگر ببخشد یا بفروشد. زنها و دخترها می بایست برای ارباب نخریسی و پارچه بافی کنند. بچه های رعیت بدون موافقت ارباب حق ازدواج نداشتند و اغلب دخترها در موقع ازدواج شب اول متعلق به ارباببودند. تنها اختلاف وضع این رعایا با بردگی این بود که ازدواج آنها رسمیت قانونی داشت ضمناً می توانستند مقدار محدودی دارائی شخصی داشته باشند.

این فشارها و بیدادگریها اغلب باعث عصیان رعایا میگردید ولی اربابان مقتدر آنها را سرکوب میکردند. اولین قیام دسته جمعی در اواسط قرن چهاردهم در فرانسه شروع شد. خانه های ارباب را آتش میزدند و ویران میکردند ولی با  داس و چوبدست نمی توانستند در مقابل شمشیر و نیزه قشون مجهز اربابان مقاومت کنند و بالاخره مغلوب شده دهات آنها ویران می شد. اواخر قرن رعایای انگلستان طغیان کردند و خود را حتی تا لندن رساندند ولی این طغیان نیز سرکوب شد و عده ای اعدام شدند. در اروپا صاحب املاک فقط نجبا نبودند بلکه یک سوم زمین قابل کشت در دست کلیسا بود. اوائل قرن شانزدهم رعایای آلمان شروع به قیام کردند. در کوهستان معروف به جنگل سیاه 16000 زارع شبانه شمع بدست جلوی قلعه یکی از روسای کلیسا اجتماع کردند ولی بجای پذیرائی آنها را از داخل قلعه بتوپ بستند.ردر نتیجه این رفتار اربابان و عدم توجه بوضع نابسامان و درخواستهای رعایا عصیان رو به توسعه نهاد و در اغلب سرزمینهای آلمان جنوبی شروع به ویران کردن و آتش زدن قصرهای نجبا و صومعه ها کردند. کارگران و پیشه وران نیز که از نجبا و متمولین دلخوشی نداشتند به زارعین کمک میکردند. برای مقابله با عصیان رعایا نجبا متحد شدند قشونی از اشخاص اجیر تهیه کرده به دهات حمله کرده خانه های رعایا را آتش زده ویران می نمودند و هر جا اعضای اتحادیه زارعین را میشناختند یا گردن میزدند یا با قطع اعضا ناقص میکردند. در جنگها و زدوخوردهائی که بوقوع پیوست هزارها از رعایا کشته شدند. آنهائی را که اسیر می گرفتند گردن می زدند. در یک مورد 6000 نفر که تسلیم شده بودند بدون ترحم کشته یا آتش زدند و به زن و بچه ی آنها نیز رحم نکردند. در مورد دیگر موافقت شده بود رعایا بدون تعرض عقب نشینی کنند. ولی قشون نجبا بر خلاف قرارداد به آنها حمله کرده همه را کشت. جمع تلفات زارعین را در جنگ و آنهائی که بعد دستگیر و اعدام شدند حدود 100 هزار
نفر تخمین زده اند. در حدود 50 هزار نفر زن و بچه نیز چه در کشمکش و زدوخوردها چه بعد از آن از گرسنگی جان سپردند. آنها که قبلاً متواری نشده بودند توسط ارباب از خانه و آشیان خود رانده شدند.

وضع رعیت در روسیه باز هم بدتر بود و با وضع برده های سیاه پوست امریکا چندان فرقی نداشت. در سال 1747 جمعیت روسیه 6/6 میلیون بود که از این عده کمی بیش از نصف رعیت بودند. طبق قانون، ارباب حق نداشت رعیت را از زمینش جدا کند ولی می توانست او را با زمین بفروشد، اما کسی این دستور را رعایت نمیکرد. بعضی از اربابان بچه های رعایای خود را- پسران 8 تا 13 ساله و دختران 12 تا 16 ساله ـ جمع کرده به بنادر دریای سیاه میفرستادند و بدین وسیله آنها را به دلالهای ترک و ارمنی می فروختند.