تابلویی از چهره ی ایوان مخوف

 روسیه مسیحی از اول برای خود عقایدی جداگانه داشت. مسیحیت از روم شرقی (بیزانس) به روسیه برده شده بود. اینها خود را ارتدوکس می نامیدند و این کلمه به این معنی است که تابعین این رویه از دستورات اصلی و اولی مسیح پیروی میکنند. ولی تصور نکنید که این پیروان مسیح از کاتولیک و پروتستانها سلیم تر بودند بلکه وقتی تاریخ روسیه را می خوانیم می بینیم در شقاوت کمتر از دیگران نبوده اند.

ایوان سوم حکمران مسکو برای توسعه سرزمینهای تحت تسلط خود و تسخیر بلاد اطراف در اواخر قرن پانزدهم از هیچگونه شقاوت و بیرحمی فروگذار نکرد. بطوری که خلق خونخواری او اعمال چنگیز و مغول را بیاد می آورد. حکمرانان بعد از او و تزارهای روسیه نیز بهتر نبودند حتی اطرافیان آنها همیشه در حال ترس میزیستند و از فردای خود مطمئن نبودند.

ایوان چهارم نیز که در قرن شانزدهم میزیست در تاریخ بشقاوت و خونخواری مشهور است. او برای اجرای نقشه های خود یک فوج مخصوص شش هزار نفری تشکیل داده بود و با زور آنها در موقع تقسیم اراضی بین خود و نجبای روسیه با دسیسه و به عناوین مختلف 400 نفر از نجبا را نابود کرد. یک مورخ روسی مینویسد:« در یک مورد ده ها دختر از طبقه نجبا را برای تجاوز دسته جمعی به دست افراد این فوج سپرد ». مورخ دیگر مینویسد:« افراد فوج با چاقو و تبر در مسکو آدم میکشتند و روزی نبود که ده بیست نفر قربانی تجاوز و خونخواری آنها نشوند ». در آن تاریخ نیز روسها تصرف سرزمینهای سیبری را شروع کردند و با بیرحمی سکنه قدیمی آنجا را نابود کردند. یکی از سرکرده های روسی در یاد داشتهای خود مینویسد:« به محلی رسیدیم که کوچ نشینان جمع بودند و 70 تا 80 چادر زده بودند. ما بسیاری از مردان آنها را کشتیم و زنها و حشم آنها را بتصرف در آوریم ». معروفترین سلاطین روسی پتر کبیر در مسافرتهای خود به تمدن اروپا آشنائی پیدا کرده و سعی میکردند ضمن تسخیر سرزمینهای جدید روسیه را بپای تمدن اروپا برسانند، با این حال در قصاوت کمتر از فرمانروایان قبلی نبودند. پتر کبیر در موقع سلطنت خود برای ساختن یک لنگرگاه در حدود 100هزار نفر از اهالی اوکراین را به بیگاری برد. تخمین میزنند که در مدت سلطنت او در حدود سه میلیون اهالی روسیه در نتیجه جنگ، گرسنگی و امراض مسری، طغیان و بیگاری جان خود را از دست داده اند.

  

تابلوی مشهوری از ایلیا رپین از قتل فرزند ایوان به دست پدر

 

 در موقع غیبت پترکبیر در مسافرت به خارج گارد مخصوص او طغیان کرده روبه مسکو حرکت کرد، ولی مسئولین امور قشون دولتی را به مقابله آنها فرستاده عده ای را دستگیر کردند و در غیاب تزار محاکمه کرده 150 نفر از روسای آنها را بدار آویختند و 50 نفر را گردن زدند. وقتی تزار از سفر مراجعت کرد از اینکه فقط 200 نفر را مجکوم کرده اند عصبانی شده عده دیگری را که محبوس بودند شروع به اعدام کرد. حتی چند نفر را شخصاً گردن زد. 1300 نفر دیگر را با تشریفات رسمی و با دعوت نمایندگان دول خارجی در حضور مدعوین بدار آویخت، در حالیکه زن و بچه محکومین در فاصله ای ناظر اعدام بودند و ضجه و فریاد می کشیدند. پترکبیر پسر خود را نیز که علیه پدر توطئه کرده بود محکوم بمرگ کرده بود و بدست خود زیر شلاق کشت. بعد از پترکبیر زنی به سلطنت رسید. مینویسد در مدت حکومت او بیش از 7000 نفر یعنی روزانه دو نفر اعدام شدند و دراین مدت 30000 نفر را به سیبری تبعید کرد. تزارهای بعدی بهتر نبودند. در موقع حمله به لهستان در اواخر قرن هجدهم 200هزار نفر از مردم آنجا را از دم تیغ گذاراندند. یازده سال بعد در موقع تسخیر شبه جزیره کریمه ترکمنهای مسلمانان را در حین نماز جماعت در مسجد کشتند.

  

تابلویی از چهره پتر کبیر

 

 اوائل قرن نوزدهم در موقع حمله به قفقاز گوش و دماغ اسرا را بریده به دهات برمیگرداندند تا مردم مرعوب شده دست از مقاومت بردارند.

در آخرین جنگ با ترکها اواخر قرن نوزدهم روسها و بلغارهای متحد آنها اهالی دهات مسلمانان را از خانه ها بیرون رانده 70 نفر را در انباری محبوس کرده انبار را آتش زدند. هشت دختر را که برای تجاوز تسلیم نمیشدند درجا کشتند. بقیه زن و بچه را در بیرون آبادی از دم تیغ گذاراندند. حتی در اوائل قرن بیستم روسها چند هزار اسرای چینی را در رودخانه سرحدی آمور غرق کردند.