تصویر لوتر اثر نقاش آلمانی لوکاس گراناخ

 

در قرون وسطی موضوعی که بیش از هر چیز باعث ویرانی سرزمینها و کشتار مردم اروپا گردید اختلاف بین کاتولیکها و فرقه های پروتستان بود که از قرن  شانزدهم شروع شد و جنگهای هلند نیز جزئی از همین اختلافات بود.

علت پیدایش فرقه های پروتستان زندگی بی بندوبار کشیشها و اعمال پاپ بود که بیشتر در پی سوء استفاده های شخصی از اعتقادات دینی مردم بودند تا به فکر هدایت آنها. یکی از شیوه های این سوء استفاده بخشیدن گناهان مردم در مقابل دریافت پولهای کلان بود. در نتیجه چه در مردم و چه در روسای صالح کلیسا این فکر ایجاد گردید که تشکیلات اداره امور دینی احتیاج به یک انقلاب دارد و برای همین منظور اجماع (Konzil) تشکیل شد. علت دیگر دعوت این جمعیت این بود که در آن ایام سه پاپ در آن واحد وجود داشت. در اوائل قرن چهاردهم پادشاه فرانسه پاپ را مجبور کرده بود مقر خود را به شهری فرانسوی (آوینیون) منتقل کند. هفتاد سال بعد پاپ مجدداً دستگاه خود را به رم برگرداند، ولی در انتخابات بعدی دو پاپ انتخاب شدند، یکی در رم و دیگری در آوینتیون. این وضع سی سال ادامه داشت تا اینکه اجتماعی از روسای کلیسا هر دو را عزل کرده و شخص ثالثی را انتخاب نمودند ولی وضع بدتر شد، چون آن دو پاپ حاضر به کنار گیری از مقام خود نبودند و اکنون سه پاپ وجود داشت. یکی از وظائف اجماع تعیین تکلیف این سه نفر و رسیدگی به وضع نابسامان کلیسا بود. اما راجع به این قسمت اخیر قبل از متفرق شدن اجتماع اقدامی بعمل نیامد.

 

 

نقاشی قدیمی از برگزاری یک جلسه اجماع

 

این اوضاع کلیسا بود که فرقه های مختلف را بوجود آورد، در آلمان لوتریسم و در سویس کالوینیسم را. عده ای از پرنسها و فرمانروایان اروپا بیشتر از نظر سیاسی و مخالفت با قیصر آلمان تا از روی عقیده به فرقه های پروتستان گرویدند و از اینجا پایه جنگ و کشتار مردم بیگناه گذارده شد. یکی از این فرقه ها موسوم به آناباپتیست که مورد پشتیبانی قدرتی نبود از همه طرف یعنی چه از طرف کاتولیکها و چه پروتستان- چه قیصر و چه پرنسهای مخالف وی ـ تحت تعقیب و فشار قرار گرفت. قیصر آلمان دستوری صادر کرد که طرفداران این فرقه را هر جا بشناسند بدون محاکمه اعدام نمایند. بنا به نوشته مورخین پیروان این فرقه را بدار می آویختند، گردن میزدند، با شکنجه میکشتند در آب خفه میکردند، درمحبس نگاه میداشتند تا از گرسنگی بمیرند. عده ای از آنها توانسته بودند در شهر مونستر حکومت مستقلی تشکیل دهند. در سال 1535 کلیه مخالفین آنها قشونی فرستاده شهر را محاصره کردند. بعد از چندی بواسطه گرسنگی شهر حاضر به تسلیم شد ولی با آنکه به آنها امان داده شده بود بعد از تسلیم 400 نفر از افراد فرقه را اعدام کردند و سر کرده آنها را به طرز فجیعی زجرکش نمودند.