کشتار کاتارها و فرق دیگر مسیحی

پاپ اکنون به فکر جنگ صلیبی دیگری افتاده بود. جنگ علیه « مرتدین ». بین عده ای از پیروان مسیح و کلیسای کاتولیک بمرور زمان اختلاف نظرهائی پیدا شده بود. منجمله دسته ای مردم را به ریاضت و دوری از مال دنیا تشویق می کردند و تزیینات کلیسا را تحریم می نمودند. پیدایش این فرقه ها باعث نارضایتی پاپ و کلیسای کاتولیک شد. پاپ اینها را « مرتد » میدانست. اکنون که جنگهای صلیبی با از دست رفتن قطعی بیت المقدس پایان یافته بود پاپ مردم را به جنگ علیه فرقه های « مرتد » تحریک میکرد. فجایع این جنگها از خشونتهای جنگ صلیبی قبلی علیه مسلمانان و یهودیان کمتر نبود. یکی از فرقه های « مرتد » قرن یازدهم میلادی مردمی بنام کاتار در جنوب فرانسه بودند که تشویق به فقر و ریاضت می کردند و تزیین کلیسا را حرام می دانستند. مردم فرصت طلب از دستور پاپ استفاده کرده به جان کارتارها افتادند. منجمله شهر بزیه(Bezires) را که حاضر نمی شد افراد فرقه کارتارها را تحویل دهد محاصره کرده بعد از تصرف، تمام اهالی شهر را از مرد و زن و بچه، چه کاتار و چه کاتولیک در کوچه و بازار و حتی در کلیساها از دم شمشیر گذاراندند. چون بنا به گفته پاپ « مورد غضب خداوند واقع شده بودند ». بعد از گرفتن شهر دیگری بنام مینروا 140 نفر را با هم در آتش سوزاندند. دسته دیگر که در قلعه مستحکمی بودند امان خواسته 300 نفر برای مذاکره بیرون آمدند. ولی مجاهدین کاتولیک قول خود را شکسته بدون شروع مذاکره آنها را اسیر کردند. برای تبرئه خود می گفتند در مقابل اشخاص مرتد کسی مجبور نیست بقول خود وفا کند.
در موقع تصرف قصر و قلعه مستحکم دیگر پیرزن نجیب زاده صاحب قصر را در چاهی انداخته رویش سنگ ریختند.80 نفر جنگجویان قلعه را بدار آویخته و 400 نفر دیگر را آتش زدند. این فجایع و تعقیب فرق مسحی 20 سال ادامه داشت. آخرین بازماندگان کاتارها را که 200 نفر بودند دسته جمعی آتش زدند. مجموع تلفات این فجایع را در حدود 500000 نفر تخمین زده اند.
تصویر ساوونارولا
در ایتالیا یکنفر تارک دنیا بنام ساوونارولا از وضع کلیسا و عملیات پاپ سخت تنقید میکرد و خواهان پاکسازی کلیسا بود. پاپ او را تکفیر و از کلیسای کاتولیک اخراج کرد. مردم در شهر فلورانس او را بدار آویخته و جسدش را سوزاندند. فرقه دیگری که برای عقیده دینی و اختلاف با روسای کلیسا گرفتار کشمکهائی گردید از ملت چک بود. اینها معروف به هوسیت شدند چون از عقاید یکنفر کشیش بنام هوس تبعیت می کردند که در مراسم نماز و دعا تغییراتی را پیشنهاد میکرد و جهت ابراز نظریات خود به مجمعی از روسای کلیسا دعوت شد. برای اینکه نگرانی نداشته باشد پادشاه اتریش آزادی او را تضمین کرد. به او اطمینان داد. ولی به محض ورود به این شهر او را توقیف نمودند و چون حاضر نشد گفته های خود را پس گرفته و نظریه خود را انکار کند مجمع او را مرتد خوانده و دستور سوزاندن او را داد. ضمناً انواع فجایع کشتار و سوزاندن پیروان هوس در سرزمین بوهم و قسمتهائی از آلمان شروع شد. دریکی از شهرهای بوهم 1600 نفر آنها را در راهرو یک معدن متروک ریخته ونابود کردند. در نتیجه پیروان هوس نیز در سرزمین بوهم شورش کرده قشونی تشکیل دادند و برای خواسته های خود جنگیده و بسیاری از سرزمینهای اتریش را ویران کردند. از مخالفین و کشیشها بسیاری را کشتند و بعضی از شهرها را بکلی از سکنه خالی کردند. جنگ اینها شکل یک انقلاب ملی را علیه آلمانها پیدا کرده بود. بالاخره بعد از 15 سال جدال به خواسته های خود رسیدند. پاپ از اوائل قرن سیزدهم نماینده هائی به عنوان بازپرس برای جستجوی افراد و فرقه های مرتد در ممالک مسیحی تعیین کرده بود. مردمی که از وجود این قبیل اشخاص اطلاع داشتند و به بازپرس و یا کشیش محل اطلاع نمی دادند خود نیز مقصر شناخته شده و تحت تعقیب قرار میگرفتند.
از این موقعیت اغلب اشخاص برای اختلاف و دشمنی های شخصی استفاده کرده مردم بیگناهی را بعنوان مرتد معرفی می نمودند. مثلاً عده ای از زارعین شمال آلمان را که از پرداخت ده یک معمول به کلیسا خودداری میکردند متهم ساختن به آن که قورباغه را می پرستند و به این بهانه از پاپ اجازه قلع و قمع آنها را گرفتند. زارعین از خود دفاع نموده در حدود 2000 نفر کشته شدند. فاتحین زن و بچه آنها را جمع کرده با هم سوزاندند.