تصویری از یکی از تندیس های ساخته شده از نرون

 

قیصر دیگر موسوم به نرون جهت تماشا و تفریح خود دستور داد شهر رم را آتش زدند ولی گناه آنرا بگردن مسیحیها انداخته و دستور داد اسرای مسیحی را در پارچه های قیراندود پیچیده آتش زدند تا مثل شمع بسوزند. این مرد خونخوار حتی مادر خود را که به او نصیحت میکرد دستور داد کشتند. همچنین مربی و استاد خود را که از فلاسفه معروف زمان بود حکم کرد خودکشی کند. پیرزن عیال فیلسوف نیز برای اینکه شوهرش تنها به آن دنیا نرود با او خودکشی نمود. اما نوه تیبریوس که بعد از او به سلطنت رسید معروف به کالیگولا از او خونخوارتر بود به حدی که محافظینش از دست او بتنگ آمده و او را کشتند. باید گفت ظاهراً خوی خونخواری جزئی از طبیعت عموم رومیان بوده است. مردم کوچه و بازار از حکام خود "نان و سیرک" میخواستند و مقصود از سیرک نمایشاتی بود از جنگ تن بتن و کشتار گلادیاتورها پهلوانانی که با شمشیر بجان هم میافتادند. و یا انداختن محکومین جلوی حیوانات وحشی. برای این نمایشات محل مخصوصی بنام سیرک در بسیاری از شهرها وجود داشت و مردم در این نمایشات گلادیاتورها را به حمله و کشتار یکدیگر تهییج میکردند. در جشنهای طولانی که یکی دیگر از سزارهای رم بنام هادریان برای فتوحات خود گرفت مینویسند که یازده هزار گلادیاتور جان خود را در جنگ تن بتن در سیرک از دست دادند(1). اینهمه کشتار برای تفریح و تماشا!

 

 

 

تصویری که تندیس کالیگولا را نشان می دهد

 

 

در میان کسانی که آنها را برای تفریح مردم در سیرک جلوی حیوانات وحشی می انداختند افرادی بودند که بواسطه گرایش بدین مسیح محکوم شده بودند. چون مسیحیان نه فقط خدایان رومی را نمی پرستیدند و حاضر به قربانی کردن برای آنها نبودند، بلکه آنها را جزو شیاطین نیز می دانستند. بعضی از این محکومین مسیحی را بعد از شکنجه به دار می بستند و آتش میزدند. این تعقیب پیروان مسیح چند قرن ادامه داشت تا در سال 303 میلادی کنستانتین امپراتور روم شرقی به دین مسیح گرائید و مسیحیت به عنوان دین رسمی روم شناخته شد. چیزی نکشید که اختلاف و دو دستگی بین پیروان دین مسیح شروع شد. یک دسته از کشیشها می گفتند وجود مسیح شبیه بوجود خداست. دسته دوم میگفتند وجود مسیح برابر وجود خداست یعنی وجود هر دو یکی است.

 

 

 

کالیگولا خاکستر مادر و برادر خود را در مقبره خانوادگی قرار می هد

(همان تابلو در اندازه بزرگتر)

 

دسته دوم همانهائی هستند که بعداً کاتولیک نامیده شدند.این اختلاف عقیده باعث چه کشمکشها و خونریزیها گشت.

 

 

 

تندیس کنستانتین

 

 

از طرفی کشیشها مردم را علیه بت پرستان تحریک کرده بتدریج حمله به معابد آنها شکستن بتها، چپاول، ویران کردن و آتش زدن معابد شروع شد. در اواخر قرن چهارم مسیحیان ضمن حمله به معابد، کتابخانه معروف اسکندریه را به آتش کشیدند و گنجینه نفیس آثار یونان را نابود کردند. بالاخره در اوایل قرن پنجم امپراتور وقت تئودوسیوس دوم قوانین سختی علیه بت پرستی وضع کرد و برای پرستش خدایان قدیمی دستور اعدام داد. دشمنی مسیحیان فقط با بت پرستان نبود. در اواسط قرن پنجم در اسکندریه حمله و تجاوز به یهودیان نیز آغاز گشت. معابد آنها را خراب کردند و در حدود 40000 یهودی را کشتند. در اوائل قرن ششم امپراتور وقت یوستینیان علیه فرق دیگر مسیحی نیز شروع به اقدام نمود و هر کسی که از دین کاتولیک برمیگشت اعدام میشد. تاریخ نویس معروف یونانی پروکوپ مینویسد: « تمام مملکت روم پر از مرگ و وحشت بود » و راجع به خود امپراتور میگوید « او یک بشر نبود بلکه دیوی بود. » 

 

  

 

 

دو موزائیک قدیمی از دوره باستان که در آن مبارزه گلادیاتورها نشان داده می شود

 

  

 

 

تصویری از کتابخانه بازسازی شده اسکندریه

 

1: Bild der Yahrhunderte. Zierer, 1-44. Bertelsmann Lesering, z.j. 317 pp